این هرز نوشته ها یک روز شعر می شوند

Inastagram.com/Arman_Gh.B.Nـــــــــــــــhttps://www.facebook.com/Arman Gh B N

یا ارّه باش بر تنِ سختم

یا تیغ نصفه، داخل تختم

یا سم بریز پای درختم

وقتی تبر وجود ندارد

وقتی در انتهای زمینی

وقتی که جز دروغ نبینی

وقتی که در قفس بنشینی

انگار پر وجود ندارد

گفتند پشت هر درِ بسته

آزادی است و قفلِ شکسته

گفتند پشت هر درِ بسته…

دیدیم در وجود ندارد!

گفتیم: شُکر! چشمِ تری نیست

گفتیم: شُکر! که خبری نیست

از این شکنجه بیشتری نیست

چون «بیشتر» وجود ندارد!

حرف از نگاه شعله ورش زد

از آرزوی بال و پرش زد

یک روز یک نفر به سرش زد…

آن یک نفر وجود ندارد

یک تیتر: صبح تازه دمیده!

یک تیتر: مرده است سپیده!

در روزنامه ای که رسیده

متن خبر وجود ندارد

یا گریه های وقتِ فراریم

یا صبر و انتظار بهاریم

از هر نظر وجود نداریم

از هر نظر وجود ندارد

چیزی بگو از آتش و آغاز

آزادی پرنده و آواز

یعنی به من امید بده باز

حتی اگر وجود ندارد …

۱۳٩٥/٤/٧ | ۱:۱٧ ‎ق.ظ | آمی غریب | نظرات () |

یکیش ول شده در جنگلی و گرگ شده

یکیش فحش به من داده و بزرگ شده

 

یکیش را که نکردم چه کار هی عصبی ست

یکیش پشت سرم... نه! ببخش! بی ادبی ست

 

یکیش آب نمک خورده از سر عطش!! و

یکیش خاطره می سازد از من و خودش و...

 

یکیش گم شده دنبال چیز قطب نماست

یکیش بر سر وافور و پایپ، توی فضاست

 

یکیش راست نموده! دوباره تز داده

یکیش رحم نکرده به قاطر ماده!!

 

یکی عروس شده بعدِ چند قطره ی خون

یکیش دیده شده در میان تلویزیون

 

یکیش رفته پی پول و خانه و ماشین

یکیش عکس گرفته ست روبروی اِوین

 

یکی عمل شده و سمت دلبری رفته

یکیش داخل ابیات رهبری!! رفته

 

یکیش عاشق سارا و مریم و میناست

یکیش در وسط چیپس و ابسولوت و ماست

 

یکی به عقده ی دیده شدن دچار شده

یکیش آمده تهران خبرنگار شده!

 

یکیش در پی «نون» است در میان حروف

یکیش لینک زده با هر آدم معروف

 

یکیش مدرک درسی شده ست داخل قاب

یکیش عکس شده پشت و روی جلد کتاب

 

یکیش در وسط کافه ها رها شده است

یکیش مسخره ی جشنواره ها شده است

 

یکی رسیده از آنجای خود به استادی

یکیش سمبل سکس است و فحش و آزادی!

 

یکیش پوسیده از درون و پوک شده

یکیش لایک خوری توی فیس بوک شده

 

یکیش ناشرِ فرهنگیِ به چاپ بچاپ!

یکیش عکس شده! با تشکر از فوتوشاپ!

 

یکیش شعر برایش تفنّن و بازی ست

یکیش اوج هنرهاش شایعه سازی ست

 

یکیش ابر شده توی روزِ برف زده

یکیش پشت سرم رفته است و حرف زده

 

یکی بزرگ شده، شوم! مثل یک توده

یکیش یادش رفته هرآنچه که بوده

 

یکیش زل زده بی حس به صورت استاد

یکیش خاطره ها را سپرده است به باد

 

یکی سکوت شده وقت دستگیری ماه

یکیش وا داده پیش بازجوی سپاه

 

یکی ستاره ی ملّی ست: شاعر پولی!

یکیش گم شده در زندگی معمولی

 

یکیش زندگی اش غرق خون و آتش نیست

یکیش اسم مرا: مهدی ِ ... نه! یادش نیست

 

یکیش شاگردم بود، مثل بچّه ی من!

یکیش دوست من بود قبل هر تزریق!

 

«دریغ و درد که تا این زمان ندانستم

که کیمیای سعادت رفیق بود؟! رفیق؟!...»

 

سید مهدی موسوی

۱۳٩٥/۱/۸ | ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ | آمی غریب | نظرات () |

آزادی شهر از حصارش پیداست

از کینه ی چوبه های دارش پیداست

فردای من و تو باز هم تاریک است

سالی که نکوست از بهارش پیداست

 

مهدی موسوی

۱۳٩٥/۱/٧ | ٢:٤٦ ‎ق.ظ | آمی غریب | نظرات () |

غربت لعنتی گم شده ای
در میان ترانه ها بودم
مثل یک فحش بی پدر مادر
وسط عاشقانه ها بودم!
در زبان بدون معنایت
«خاستگاه نشانه ها » بودم
حسّ یک ناتوانی جنسی

وسط جنده خانه ها بودم

 

مهدی موسوی

۱۳٩٥/۱/٧ | ٢:٤۳ ‎ق.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩٤/٧/۱ | ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩۳/۱۱/۱٩ | ٤:٤۳ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

جون میده ازش یه شعر دربیارم
1- به یک مفسد اقتصادی گفتند کدوم یک از اختلاس هات رو بیشتر دوست داری؟
گفت : همه رو، همشون مثل بچه های من اند! بهمین خاطر هم تصمیم گرفتم تعداد بچه ها رو به دو، سه تا محدود نکنم!

2- اگر هنوز شوروی سابق فرو پاشیده نمیشد، الان صدا و سیما رو به جرم همدستی با «پدیده» میکردن تو جام جم (با اوین درکه دو تا خیابون فاصله داره، دیگه چه کاریه تا اونجا ببرنش!) تازه اعتراف روغن حلزون رو هم ازش میگرفتن!

3- یه زمان حساب کردم با 3 هزار میلیارد میشه بودجه ی یک باشگاه رو تامین کرد که برای 300 سال متوالی قهرمان بلامنازع آسیا بشه! الان دیگه با رقم های امروزی باید بر اساس جام باشگاه های جهان حساب کنم.

4- بعد از پدیده نوبت پشمک حاج عبدالله هم میرسه!
هر چند حاجی گفته: ریش و پشم من واقعیه، هر کی شک داره بیاد دست بزنه!
ولی پدیده هم قبلنا که نپریده بود از این قپی ها زیاد میومد!

5- یارو همچین نشسته پول پدیده رو بر اساس قیمت و طول مازراتی و در مسیر ایران - آمریکا حساب کرده، که انگار صبح به صبح مسافرکشا با مازراتی وایستادن جلو ترمینال غرب داد میزنن آمریکا دونفر حرکت! اینم مسافر هر روزه شونه!

6-  پارس آنلاین تو ورزشگاه اتلتیکو مادرید تبلیغات کرده بود! خدا این یکی رو بخیر بگذرونه!

۱۳٩۳/۱۱/۱٩ | ٤:٤٢ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩۳/۱۱/۱٩ | ٤:٤٠ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩۳/۱۱/۱٩ | ٤:۳٩ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩۳/٧/٢٧ | ۳:۳٥ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩۳/٧/٢۳ | ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

گفتگو آئین درویشی نبود                       

ورنه با تو ماجراها داشتیم.

۱۳٩۳/٧/٢۱ | ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ | آمی غریب | نظرات () |

ای کاش دست اتفاق را می گرفتم تا نمی افتاد.

۱۳٩۳/٦/٢۱ | ٢:٢٠ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

پاییز دلتنگی رویات بهارم بود

تو هق هق ابرا عطرت کنارم بود

میشه بمیرم با رویای تو اما

ای کاش آغوشت سنگ مزارم بود

۱۳٩۳/٤/۱۱ | ٩:٥٩ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

زاهدی برد کعبه که مرا توبه دهد

 

توبه کردم که دیگر بی فکر به جایی نروم.

۱۳٩۳/۳/۱۸ | ٢:٥٩ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

هیچ کس نمی داند که در پشت پرده حوادث چه می گذرد.

امروز به من ثابت شد که درباره هیچ کس نباید از روی اسناد و شواهد قضاوت کرد.

 

در گذشت(شهادت) ..مه آفرید امیر خسروی.. را به تمام وارشی ها و دوستداران داماش تسلیت می گوییم.

۱۳٩۳/۳/٧ | ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

بی تو پتیاره پاییز مرا می شکند 

این غم وسوسه انگیز مرا می شکند

۱۳٩۳/٢/۱٠ | ۸:٢٧ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩۳/٢/٥ | ٤:٢٦ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مبارک مسئولین باشد

۱۳٩۳/۱/٢٥ | ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

خدایا یعنی میشه معرفت این اصفهانی و اون انزلی چی ها امروز  ازبین نره

میشه ما ببریم

میشه ما بمونیم

خدایا نکنه بشیم مث سپیدرود

۱۳٩۳/۱/٢٢ | ۱:٤۸ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩۳/۱/۱٤ | ٩:٤٠ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩٢/۱٢/۱٩ | ٤:٤۱ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩٢/٩/٢٤ | ۸:٢۳ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩٢/۸/۱٤ | ٩:۳٦ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩٢/۸/٢ | ٦:٤٢ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

خبری دیروز ظهر به دستم رسید منو برد تو شوک.

سعد حلافی بازیکن سابق پرسپولیس و کنونی داماش خودکشی کرد.

سعید که متولد 30 اردیبهشت 69 یه چند مدتی بود خوب تمرین نمیکرد بازی نمیگرفتنش

با تماشاگر ها مشکل داشت تا اینکه شب روز4 شنبه 95 قرص می خوره  دوستاش به دادش میرسن

میبرنش بیمارستان رازی و شستشو میدن معدشو میاد خونه ولی باز حالش بده دیروز میبرنش تهران

به بد و خوبش کار ندارم ولی آیا یه باشگاه نباید روانشناس داشته باشه

این آقای اژه ای هم که 3  سال پول باشگاه رو مسدود کرده به خاطر اون ماجرای 3 هزار اختلاس

براش دعا کنیدو سوتی داور امروز

آقایان پرسپولیسی فوتبال فهم حالا داور کدوم سمت قش کرده بود

ها...................مرتیکه .........................

۱۳٩٢/٧/٢٧ | ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩٢/٧/٢٥ | ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

www.youtube.com/watch?v=hp854-iwk1k

علی جان لینک تک آهنگ آتش رو برات میزارم

اینم از عکس سگ گلمون که می خواستی البته مال یه 18 ماه پیشه.

 

پی نوشت:با عذرخواهی از بقیه دوستان(علی لاله دیگه دهن منو مورد عنایت قرار داده بود واسه این لینک  ه)شرمنده

 

آرمان_خونه خودم_این بار با رنده شکن

۱۳٩٢/٧/٢۳ | ٥:٥٤ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

نمی دونم چرا بعضی ها تا کار و کاسبی شون میگیره گذشته خودشونو فراموش می کنن.

عادل خانی که تا کمتر از 10 سال پیش تو یه سوراخ موش جا داشت برنامه اجرا می کرد

حالا جرات کرده واسه مردم رشت از  خودش نصیحت خرج کنه.

تو رو چه به کار ما ؟

آیا شما علم غیب داری که..........؟

ما مردمی اصیل هستیم از دیار میرزا

تنها ورزشگاهی که ای اف سی تایید کرد

مربی بومی نتیجه گرا_حالا تو چرا این نتایج خوب را به دیگران نسبت میدی نمیدونم

عادل خان تو چون پریود عادت کردی هر دوشنبه کرکره مغازه خودتو بالا بدی با

یه سوال مسخره جیب خودتو از پورسانت مخابرات پر کنی.

عکسی رو از  عضدی رشت میزارم تا شاید بدونی شهر من کجاست.

آرمان_بلوار استاد اردشیری(پارک توحید)

۱۳٩٢/٧/۱٩ | ٤:٢۸ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩٢/٧/۱٠ | ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩٢/٧/٤ | ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩٢/٧/۳ | ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩٢/٦/۱٠ | ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

خواستم در مورد روز جهانی وبلاگ بگم

 

اما

هیچ کس ما رو دوست ندارد

حسن زاده تی ما ره واتارکانه ای بس تاکون ده

وقتی یه آدم تازه به دوران رسیده میاد و امتیاز کن میکنه میره رو اعصابت

بی خیال....آقای حسن زاده زور دست شماست

چماق دست شماست

ما ترسیدیم

دیگه بس کن

اما بدان خودت رو رودروی یک شهر قرار دادی

بدان این نیز گذرد

خیلی ها رئیس بودن و رفتند

تو بدی حر فایت تکراریست

در برنامه سکو(90 گیلانی)

 لینک حرفای تکراری تو رو میذارم تا هر کی خواست دانلود کنه.

وای به روزی که فیلم حرکت زشتت تو ورزشگاه سردار جنگل رسانه ای بشه.

www.varesh_Sport.com

آرمان_جاده انزلی______تالار ونوس

۱۳٩٢/٦/٩ | ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

من دیدم رفتن تو با اونو و رسید به گوشم حرفاتون         اینم از عکساتون

آره دیدم که با هم خوبین و رفتم             خدا به همراتون       دست حق باتون

تا فهمیدم که با اون شادی گفتم برو  آزادی         تو حزب بادی

خیلی سخت بود ولی این دورویی ها رو   مرسی یاد دادی

 

((من دلم پاکه طاقت میارم ولی آخه تا کی؟       تا  کی؟

دهنم قرصه من چیزی نمی گم تا کسی نپرسه))

 

من دلم پاکه    می مونم ساکت ولی خب بعضی شبا  بدجوری غمناکه

خوب می دونم که    آخرش خاکه ولی کارنامه گرفتنش خطرناکه

من دیدم حرکتای دوستا رو از دشمن و دوست مارو

 من بستم خودمو به همین میز و به شب و روز کار و    مثل یه پادو

تا فهمیدم که ته ش اینجا نیست گفتن ته ش اینجا نیست    باشه ته ش اینجا نیست

خیلی پس دادم امتحانایی رو که جواب  مسئلش اینجا نیست

من دلم پاکه طاقت میارم ولی آخه تا کی

آرمان_____پاسا‍‍ژ سوخته

۱۳٩٢/٦/٢ | ۸:٢٧ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩٢/٥/٢٩ | ٧:۱۸ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

من به برنامه 90 دعوت شدم و عادل خان مثل همیشه سوال می پرسید ومن

همچو روز زفاف که گویی بکارت از دست میدادم خجالت زده بودم از آن اشتباه

آرمان از کجا شروع کردی:مثل همه از زمین خاکی

نه ما از زمین های چمن پیر کلاچای شروع کردیم

آری آرزوهای ما بازی در لیگ دسته 3 شما بود

و آن اشتباه محض من و سپردن ضربه پنالتی آخر به تو و......................

تو توپ را به آسمان  (ب...........گ.............ا) دادی وهمه چی تمام شد ما باختیم  و

 آرمان های من آرمان به باد رفت و پشت آن امتیاز تیم ما منحل شد.

از آن بازی مرگ و زندگی ماه ها میگذرد و من باز به آن خریت میخندم

و خنده دار تر از آن اعتمادم به تو.

گذر سریع:از 20 تا 23 خان داداش ش در بیمارستان بستری بود

 خلاصه بازی فینال

آرمان_ساحل جفرود  دریای خزر

۱۳٩٢/٥/٢٥ | ٤:۳۸ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

در جواب برادران نه چندان مودب انزلی چی که کماکان ناموس مرا من رو مورد عنایت خودشان قرار میدهند تنها چند خط و آپلود چند عکس کافی است و عمومی کردن یکی از نظرات آنها در پست قبلی.

دوستای که اصلا هم استانی با امثال شما برای من افتخار نیست

افتخار ما

فوتبال انزلی مدت هاست غروب کرده

 

 نه استقلال و نه پرسپولیس ...............تنها  و تنها داماش

فوتبال ما رو به شکوفایی است

و حرف آخر

 

 

به امید بازی برگشت

آرمان_این بار در خانه پدری________

۱۳٩٢/٥/۱۸ | ۱:٠۱ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

این هم عکس های جدید تر از دربی گیلان   ال گیلانو           

 

 

 

 

 

۱۳٩٢/٥/۱٧ | ٦:٤٤ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

چیز عجیبی نبود .مث هر سال که وقتی ما میریم اونجا فحش میخوریم و اونا اینجا.........

ما اصلا دو دشمن  هستیم.دو کشوری که نیم ساعت از هم فاصله داریم.

انقدر بدیم با هم که حاضریم با 4 تا وانت تو چند کیلومتری قبل انزلی کمین بذاریم تا شیشه اوتوبوس داماش بشکنیم.

انقدر که باید 10 تا الگانس و تویوتا ما رو از رشت تا انزلی اسکورت کنن و بعد بازی هم تمام رده های سنی از بچه7_8 ساله تا پیرمرد 60_70 ساله انزلی چی شیشه اوتوبوس بیارن پایین

من و بقیه هم از ترس کف اتوبوس چمبره بزنیم و...................

ما رشتی ها هم بدتر از اونا وقتی اومدیم رشت هر چی پلاک ایران 56_ب (پلاک شهر انزلی)

رو دیدیم شیشه بیاریم پایین.حتی اونایی که خونواده توشون هست.

ما یاد گرفتیم هرسال روز بازی شعار بدیم و فرهنگ سازی کنیم.نه این یه پروسه زمان بر هست.

باید کاری کنیم که تماشاگر ها .....بله تماشاگر چون نمیشه که همه ورزشگاه تماشاگر نما باشن آخه همه فحش میدن

بله کاری کنیم انقدر جرات پیدا نکنن جلوی رییس کمیته انظباتی و بقیه کله گنده های استان و عناصر لشکری و کشوری

ایل و تبار هم رو بذارن رو د.....ا......ر......

این هم عکس هایی از آن

باتشکر از مهدی دوست عزیزم که عکس ها را در اختیارم گذاشت

و با عرض تاسف برای نیروی انتظامی شهر بندر انزلی که دوربین منو ضبط کرد آخه از طرفدار ملوان که دست طرفدار 11 ساله رو پیچوند و شکست فیلم گرفتم.این کارو جلو ماموران انزلی چی انجام داد و اونا کک شون هم نگزید.

تاسف برای نیروی انتظامی انزلی که و.ظیفه اسکورت ما رو در مسیر برگشت داشت

اونا هر کاری کردن جز اسکورت.

به امید بازی برگشت_هر چیزی که عوض داره گله نداره_ما هم مهمان نوازی میکنیم

ما هم تلافی میکنیم.

بگو خب

 

 به امید روزی که چون این دو کودک باشیم

اما...........

زهی خیال باطل

آرمان_کوچه لاله

۱۳٩٢/٥/۱۱ | ٥:۱٦ ‎ب.ظ | آمی غریب | نظرات () |

www . night Skin . ir