میدانی؟!

یک وقت هایی است باید روی یک تکه کاغذ بنویسی

                                                                                 تعطیل است

و بچسبانی پشت شیشه افکارت

باید به خودت استراحت بدهی و دراز بکشی

دست هایت را زیر سرت بگذاری و به آسمان خیره شوی

و بی خیال سوت بزنی

و در دلت بخندی به تمام افکارت  که پشت شیشه ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویی

                                                                    بگذار منتظر بمانند.

آرمان  CCU بیمارستان دکتر حشمت

۱۳٩۱/۱٢/٢۸ | ٦:٤٢ ‎ب.ظ | آرمان غریبی نیا | نظرات () |

به یاد پارسال همین موقع هستم

که چه برنامه هایی داشتم چی شد

چه ذات هایی سالم و خرابی که باهاشون آشنا شدم

یک سال عمر من رفت

سک سالی که با خوبی شروع شد و به اوج رسید و با  گ..........................و هموار شدن احساس من به سقوط رسید.

تو فکرم گزیده ای اندر احوالات سال 91 رو پست کنم شاید به زودی.

 

آهان تا یادم نرفت بگم 100/000 ریال عیدی گرفتم از دو تا دکتر متخصص جراحی مغز و اعصاب.

زخم تهی گاه شونو باز کردن

تو فکرم دیدمشون بگم آقا مرسی بیا این پولت _از شما بیشتر از این ها به ما رسیده

آرمان همین نزدیکی های فلکه توشیبا_داخل کوچه سندی

۱۳٩۱/۱٢/٢٦ | ٩:۳٠ ‎ب.ظ | آرمان غریبی نیا | نظرات () |

امروز جشن پایان سال رو گرفتیم.

برعکس پارسال فول سوت و کور  بود

به خاطر بعضی عناصر مجبور شدیم این طوری برگزار کنیم.

ولی پر بود از بهانه های قشنگ

پایان یک سال کاری_روز پرستار_مقام آوردن مدیریت ما در استان گیلان و .............

 

 از آخر اول شدن بخش ما در امتیاز بندی بیمارستان

 

 

آهان راستی عیدی های من موند واسه شنبه

باید با جیب خالی یه فکری واسه عیدی بچه ها بکنم.

۱۳٩۱/۱٢/٢٤ | ۸:٥۱ ‎ب.ظ | آرمان غریبی نیا | نظرات () |

کل تعطیلات عید رو کشیک برداشتم

آخه میخوام خرداد 2 هفته برم مرخصی

یه عمل رینوپلاسی دارم

اما اکنون یه شعری است از آقای پیرستانی

من با کمی تغیییر می نگارمش.

تو به جرم قتل دستگیر خواهی شد

رد تو را از بوی دهان من تشخیص خواهند داد

از پس درباره ات شعر گفتم.شعر هایم  لنز دوربینی بود که دیگران ذات درونی ات را بشناسند نه به خاطر علاقه ام به تو

من هفته هاست که                                       توفی بر ذات خرابت

                                                              خطی بر اسم نازت کشیده ام

آرمان اتاق رست NICU

۱۳٩۱/۱٢/٢۳ | ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ | آرمان غریبی نیا | نظرات () |

بیشه ما سرسبز است.

اینجا خورشید دارد.

درخت دارد.

آبگیر دارد.

گل دارد.

چمن دارد.

یه گیاهایی داری در ظاهر خیلی پاکن اما اگه بهشون بها بدی میان و زندگی انگل وار خودشونو تو وجودت آغاز میکنن و وقتی سیرشون کردی سراغ یه رهگذر دیگه میرن.

بعد اونموقع که یاد گل قدیمی میافتی که انگل نبود ولی شاید باید دیرتر میدیدیش.

آرمان_________VIP بیمارستان ولایت

آخرای کشیک

۱۳٩۱/۱٢/٢٢ | ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ | آرمان غریبی نیا | نظرات () |

احساس من بازی نبود که تو باهاش بازی کنی

ترم جدید شروع شد و باز دیدنش تو کلاس اعصابمو خرد میکنه.

 

همه میگن آرمان بدو

منم دویدم و دویدم

اما هیچی نیافتم  هیچ چیز ندیدم.حتی اون دوتا خاتون رو هم ندیدم

چه خیال پوچی

اصلا میدونی دل بستن به پوچی ها عادتی شده چندش آور و  گاهی اوقات دردناک که ماهی چند روز

تکرار میشه  تو وجود م

تو ذهنم

 تو اون روزا هیچکی با من نزدیکی نمیکنه.

همدردی نمیکنه.

 

 

آرمان_سالن کنفرانس بیمارستان گلسار(گیل)

۱۳٩۱/۱٢/۱٧ | ٩:٥٥ ‎ب.ظ | آرمان غریبی نیا | نظرات () |

نمیدونم چرا اینروزا ملاک برتری پول و کلاس شغلی هست

ما که خزانه دار بانک نبودیم که با پول سیرمون کنن دست کجی نکیم

ما یه احساس داریم اونم یعنی کشک یا به تعریف درست تر  پشم

ته جیبمون هم جز چند تا سکه چیزی نداریم . چند تا سکه که هر وقت صداشو میشنوم

آرزو میکنم گربه نره بیاد و اون درخت معروف رو بهم نشون بده تا سکه هامو زیرش چال کنم و فردا  بیام و میوه های پول رو ازش بچینم.

آرمان_____جراحی اعصاب الکتیو

۱۳٩۱/۱٢/۸ | ۸:۳٥ ‎ب.ظ | آرمان غریبی نیا | نظرات () |

بعد یه چند روز تاخیر فردا می خوام برم دانشگاه

تنها تو این فکرم که چطور رفتار کنم مث ترم قبل نشه بعضی ها سواستفاده کنن

 مث ترم قبل ازخودم ضعف نشون ندم

یه طوری نشه این عناصر ریش و پشمی داستان درست کنن برام و کمیته انظباتی و....

چطور با رفتارم بهش نشون بدم عین خیالم هم نیست  چیزمون کرد و رفت

به .........؟.........و..............ن.........لقش رفت

شاید خر جدید

پالون به رنگ جدید

شعر جدید

 

کنفرانس جدید   

              کنایه جدید

شاید.............

...............

..........

......

....

..

۱۳٩۱/۱٢/٤ | ۸:٢۸ ‎ب.ظ | آرمان غریبی نیا | نظرات () |

نمره هامو گرفتم  ای بدک نبود نه مث ترم قبل ولی راضی ام معدلم هم شد 17/11.

این روزا انقدر دلم گرفته هال و حوصله خودم که هیچ حوصله دیدن هیچکی رو هم ندارم.

نه با موزیک نه ساز نه هیچ چیز دیگه حالم خوب نمی شه

نمیدونم شاید دوره ........یود.............. منم شروع شده

ای روزگار لعنتی کمی به ساز من برقص.

آرمان_______اورژانس1(تروما)

۱۳٩۱/۱٢/٢ | ۸:٠٦ ‎ب.ظ | آرمان غریبی نیا | نظرات () |