در جواب دوست گلم مریم جونی(خو اور=خواهر به رودباری) که میگفت:الکی میگی آخیش تموم شد

نگاهش و خیلی چیزای دیگه اذیتت میکنه

درست میگی تو       به  قول سهراب

لحظه ها میگذرد

آنچه بگذشت نمی آید باز

قصه ای هست که دیگر

نتوان شد آغاز

آنچه می ماند از این جهد(یا بهتر بگم جهل) به جای

خنده لحظه پنهان شده چشمانم

و آنچه بر پیکر او می ماند

نقش انگشتانم......................

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٥ ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ توسط : آرمان غریب | کلمات کليدي :
  •    [نظرات ]