یادش بخیر

روزی که گفتی عشق واقعی ام تو هستی

یادت هست ........من آنروز ترانه ساحل را برایت گفتم

ترسیم سیمای تو بر بوم چه شوری داشت و من آن را به تو تقدیم کردم

یادت هست.

آن دم که 10 تیر 91 را رسم کردیم.

نقاشی آمال آبی رنگ من چه زیبا بود.

تو آمدی........

و........درست زمانی که باید عشق خود را ثابت میکردی

شانه خالی کردی زیر هجمه حرف مردمی که به خیال عطر اقاقی برین از گذشته گفتن از ظلمت من.

 

من امروز مداد سیاه خود را بر میدارم و بر همه آنها میکشم تا هر وقت که آنها را دیدم چیزی جز سیاهی نیابم

افسوس که سیاهی آن هم مرا به یاد چشمان سیاهت می اندازد

مریم تو راست میگفتی نمی شود فراموش کرد.

آرمان الکی نگو.

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٧ ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ توسط : آرمان غریب | کلمات کليدي :
  •    [نظرات ]