احساس من بازی نبود که تو باهاش بازی کنی

ترم جدید شروع شد و باز دیدنش تو کلاس اعصابمو خرد میکنه.

 

همه میگن آرمان بدو

منم دویدم و دویدم

اما هیچی نیافتم  هیچ چیز ندیدم.حتی اون دوتا خاتون رو هم ندیدم

چه خیال پوچی

اصلا میدونی دل بستن به پوچی ها عادتی شده چندش آور و  گاهی اوقات دردناک که ماهی چند روز

تکرار میشه  تو وجود م

تو ذهنم

 تو اون روزا هیچکی با من نزدیکی نمیکنه.

همدردی نمیکنه.

 

 

آرمان_سالن کنفرانس بیمارستان گلسار(گیل)

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/۱٧ ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ توسط : آرمان غریب | کلمات کليدي :
  •    [نظرات ]