دیگر در کلاس  به پشت سرت نگاه نمیکنی

چشمانت را از شرم گناهی که کردی

 از من می دزدی

این روزها حالم خوب نیست

خود را به خوب بودن میزنم تا

مبصر  اسمم را بر تخته سیاه بنویسد

تا شاید اینگونه چشمانت را ببینم

آهوی من

 

آرمان_________پاساژ سوخته

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٢۸ ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ توسط : آرمان غریب | کلمات کليدي :
  •    [نظرات ]