چیز عجیبی نبود .مث هر سال که وقتی ما میریم اونجا فحش میخوریم و اونا اینجا.........

ما اصلا دو دشمن  هستیم.دو کشوری که نیم ساعت از هم فاصله داریم.

انقدر بدیم با هم که حاضریم با 4 تا وانت تو چند کیلومتری قبل انزلی کمین بذاریم تا شیشه اوتوبوس داماش بشکنیم.

انقدر که باید 10 تا الگانس و تویوتا ما رو از رشت تا انزلی اسکورت کنن و بعد بازی هم تمام رده های سنی از بچه7_8 ساله تا پیرمرد 60_70 ساله انزلی چی شیشه اوتوبوس بیارن پایین

من و بقیه هم از ترس کف اتوبوس چمبره بزنیم و...................

ما رشتی ها هم بدتر از اونا وقتی اومدیم رشت هر چی پلاک ایران 56_ب (پلاک شهر انزلی)

رو دیدیم شیشه بیاریم پایین.حتی اونایی که خونواده توشون هست.

ما یاد گرفتیم هرسال روز بازی شعار بدیم و فرهنگ سازی کنیم.نه این یه پروسه زمان بر هست.

باید کاری کنیم که تماشاگر ها .....بله تماشاگر چون نمیشه که همه ورزشگاه تماشاگر نما باشن آخه همه فحش میدن

بله کاری کنیم انقدر جرات پیدا نکنن جلوی رییس کمیته انظباتی و بقیه کله گنده های استان و عناصر لشکری و کشوری

ایل و تبار هم رو بذارن رو د.....ا......ر......

این هم عکس هایی از آن

باتشکر از مهدی دوست عزیزم که عکس ها را در اختیارم گذاشت

و با عرض تاسف برای نیروی انتظامی شهر بندر انزلی که دوربین منو ضبط کرد آخه از طرفدار ملوان که دست طرفدار 11 ساله رو پیچوند و شکست فیلم گرفتم.این کارو جلو ماموران انزلی چی انجام داد و اونا کک شون هم نگزید.

تاسف برای نیروی انتظامی انزلی که و.ظیفه اسکورت ما رو در مسیر برگشت داشت

اونا هر کاری کردن جز اسکورت.

به امید بازی برگشت_هر چیزی که عوض داره گله نداره_ما هم مهمان نوازی میکنیم

ما هم تلافی میکنیم.

بگو خب

 

 به امید روزی که چون این دو کودک باشیم

اما...........

زهی خیال باطل

آرمان_کوچه لاله

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/۱۱ ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ توسط : آرمان غریب | کلمات کليدي :
  •    [نظرات ]